همسايهاى است كه بسيار صدقه مىدهد و بسيار نماز مى گزارد و بسيار به حج مى رود ، و او را بدى و زيانى نيست . امام صادق پرسيد عقل او چگونه است گفت : عقلى ندارد ، فرمود : آن اعمال او فرا نمى رود .
و از همان حضرت روايت است كه خداوند هيچ پيامبرى را جز عاقل بر نمى انگيزد و برخى از پيامبران در آن باره بر برخى ديگر رجحان دارند و داود ( ع ) ، سليمان ( ع ) را به جانشينى خود نگماشت تا عقل او را بياموزد و سليمان سيزده ساله بود . و سى سال در پادشاهى درنگ كرد . به صورت مرفوع از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نقل شده است كه عقل هر كس ، دوست او و نادانى هر كس ، دشمن اوست و نيز به صورت مرفوع از همان حضرت نقل شده است كه « ما گروه پيامبران با مردم به ميزان عقل ايشان سخن مى گوييم . » ابو العباس مبرد مى گويد : از ابو عبد الله عليه السّلام پرسيده شد : عقل چيست فرمود : آنچه با آن خداوند رحمان پرستش و بهشت كسب شود .
و همو مى گويد : از ابو جعفر عليه السّلام روايت است كه فرموده است : موسى عليه السّلام مردى از بنى اسرائيل را به سبب طولانى بودن سجدهها و طولانى بودن سكوت او به خود نزديك ساخت و هر جا كه مى رفت ، او همراهش بود . روزى همراه او از كنار مرغزارى كه علفهاى آن موج مى زد گذشت ، آن مرد آهى كشيد ، موسى ( ع ) فرمود : چرا آه كشيدى گفت : آرزو كردم كه اى كاش خداى مرا خرى مى بود كه آن را در اين مرغزار مى چرانيدم . موسى ( ع ) از اندوه اين سخن كه از او شنيد مدتى دراز چشم بر زمين دوخت . به موسى وحى آمد كه چه چيز از سخن اين بنده مرا زشت شمردى ، من بندگان خويش را به ميزان عقلى كه به آنان عرضه داشتهام مى گيرم .
ابو العباس مى گويد : از على عليه السّلام روايت شده است كه جبريل عليه السّلام سه چيز براى آدم عليه السّلام آورد كه يكى را برگزيند و دو چيز را رها كند . آن سه چيز عقل و آزرم و دين بود ، آدم عليه السّلام عقل را برگزيد ، جبريل به آزرم و دين گفت : برگرديد ، آن دو گفتند به ما فرمان داده شده است آنجا باشيم كه عقل آنجاست ، گفت : خود دانيد و آدم عليه السّلام بر هر سه فائز آمد .
در بارهء اين سخن على عليه السّلام كه فرموده است « و ميراثى چون ادب نيست . » ، من در
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 272
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٢٧٢