تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
نهاده و ترك كرده است . گفت : آرى ، او از مال دست برداشته و رها كرده است ولى مال - گرفتارى حساب آن - او را رها نكرده است . و گفته شده است : براى تو در شرف فقر همين بس كه كسى را نمى بينى براى اينكه فقير شود ، عصيان پروردگار را پيشه سازد و همين موضوع را شاعرى هم در شعر گنجانيده و گفته است : « اى سرزنش كنندهء درويشى ، دلگير مباش كه اگر پند و عبرت بگيرى ، عيب توانگرى بيشتر است ، تو در جستجوى توانگرى از فرمان خدا سرپيچى مى كنى ولى براى آنكه فقير شوى عصيان خدا نمى كنى . » و گفته شده است : حلال قطره قطره فرو مى چكد و حرام به صورت سيل مى آيد .

حكمت ( 54 )

القناعة مال لا ينفد . « قناعت مالى است كه پايان نمى پذيرد . » سيد رضى كه خدايش رحمت كناد مى گويد : اين سخن از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم هم روايت شده است . در مباحث گذشته نكته‌هاى گرانقدرى در بارهء قناعت گفتيم و اينك افزونيهاى ديگرى مى آوريم . از سخن حكيمان است كه در قبال درويشى با قناعت مقاومت كنيد ، و بر توانگر با تعفف چيره شويد ، و با كردار نيك رنج حسود را افزون كنيد و با نام نيك بر مرگ غلبه كنيد . و گفته شده است : مردم دو گروهند ، كسى كه مى يابد و بسنده نمى كند و كسى كه در جستجو است و نمى يابد ، و شاعر اين سخن را گرفته و چنين گفته است : « مردم يا يابنده غير قانع به روزى خود هستند يا جستجوگرى كه نمى يابند . » مردى ، بقراط را ديد كه علف مى خورد ، گفت : اگر خدمت پادشاه مى كردى نيازمند به خوردن علف نمى بودى . بقراط گفت : و اگر تو علف مى خوردى نيازمند خدمت به پادشاه نبودى .