تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
آنان را براى شركت در جنگ فراخواند و آنان بهانه آوردند ، به آنان فرمود : آيا منكر اين بيعت هستيد گفتند : نه ، ولى جنگ هم نمى كنيم . فرمود : اينك كه بيعت كرده‌ايد ، چنان است كه در جنگ هم شركت كرده‌ايد و بدين گونه آنان از نكوهش به سلامت ماندند كه امام ايشان از آنان خشنود بوده است . معنى سخن على عليه السّلام هم اين است كه مرا يارى ندادند و همراه من با معاويه جنگ نكردند . گروهى از ياران بغدادى ما در بارهء اين قوم متوقف هستند و اظهار نظر نمى كنند ، از جمله شيخ ما ابو جعفر اسكافى هم به همين عقيده مايل است .

حكمت ( 14 )

اذا وصلت اليكم اطراف النّعم ، فلا تنفّروا اقصاها بقلّة الشّكر . « هر گاه طليعه نعمتها به شما رسيد ، دنبالهء آن را با كمى سپاس مرانيد . »

حكمت ( 15 )

من ضيعّه الاقرب اقيح له الابعد . « هر كس را نزديك رها كند ، دور يار او مىشود . » گاهى آدمى را كسانى يارى مى دهند كه اميدى به يارى دادن آنان ندارد ، و اگر خويشاوندان نزديكش او را يارى ندهند و رها سازند ، گروهى از مردم بيگانه در مورد كار او قيام مى كنند . اين موضوع را در مورد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به وضوح مى بينيم كه نزديكان و خويشاوندانش از قريش ، او را يارى ندادند بلكه بر ضد او دست به دست دادند ولى افراد قبايل اوس و خزرج كه از لحاظ نسبت از همهء مردم از او دور تر بودند كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم عدنانى است و ايشان قحطانى ، به يارى او قيام كردند . هيچ يك از آن دو گروه يعنى انصار و قريش يكديگر را دوست نمى داشتند تا سر انجام خونها ريخته شد . قبيلهء ربيعه هم در جنگ صفين به نصرت على عليه السّلام قيام كرد و حال آنكه دشمنان
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 238 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى