مى رهاند بر هر كس حجت تمام شد و بدون فشار اقرار كرد ، او را به پرداخت آن وادار كن ، اگر توانا بود از او وصول كن و اگر از پرداخت خوددارى كرد او را به زندان بيفكن و اگر توان پرداخت نداشت پس از سوگند دادن او به خدا كه توان پرداخت ندارد ، آزادش كن كه اگر آنان با جنايات خود خدا را ملاقات كنند براى من خوشتر است كه من با خونهاى آنان ، خدا را ملاقات كنم .
نامه ( 52 )
از نامهء آن حضرت است به اميران شهرها در بارهء وقت نماز در اين نامه كه چنين آغاز مىشود : « اما بعد فصلّوا بالناس الظهر حتى تفى ء الشمس مثل مربض العنز » ، « اما بعد ، نماز ظهر را با مردم هنگامى بگزاريد كه خورشيد به مغرب باز گردد همچون آغل بز » .
هر چند ابن ابى الحديد در اين نامه هيچ گونه موضوع تاريخى نقل نكرده است ولى بحثى فقهى و دقيق در مورد اختلاف فقهاى مذاهب مختلف اسلامى در بارهء زمان فضيلت گزاردن نمازها آورده است كه براى اطلاع از آراى مذاهب مختلف بسيار سودمند است . او نخست عقيدهء ابو حنيفه و سپس عقيدهء شافعى و مالك را نقل مىكند و پس از بيان آنها در فصلى جداگانه عقيده شيعه اماميه را از كتاب المقنعة شيخ مفيد آورده است و چگونگى پيدا كردن وقت ظهر را به طريق نصب شاخص از قول او بيان مى دارد .
نامه ( 53 )
از نامهء آن حضرت كه آن را براى مالك اشتر كه خدايش رحمت فرمايد به هنگامى كه پس از آشفته شدن كار مصر بر محمد بن ابى بكر امير آن ديار او را به امارت مصر گماشته ، نوشته است . اين نامه مفصل ترين عهد نامه