نباشد ، او را دو حق است و همسايهء مسلمان خويشاوند كه او را سه حق است ، و كمترين پاس داشتن حق همسايگى اين است كه همسايهات را با بوى ديگ غذاى خود ناراحت نسازى مگر اينكه كاسهاى از آن براى او فرستى .
نامه ( 49 )
از نامهء آن حضرت است به معاويه در اين نامه كه چنين آغاز مىشود : « اما بعد انّ الدنيا مشغلة عن غيرها » ، « و سپس همانا دنيا سرگرم دارنده از غير آن - آخرت - است . » ابن ابى الحديد چنين آورده است : اين گفتار نظير مثلى است كه گفته شده است سرگرم به دنيا همچون كسى است كه آب دريا را بياشامد كه هر چه بيشتر مى آشامد تشنگى او افزون مىشود و اصل در اين مورد ، اين گفتار خداوند است كه فرموده است : « اگر براى آدمى دو صحراى انباشته از زر باشد به جستجوى سومى است و چشم آدمى را چيزى جز خاك انباشته نمى سازد » و اين از آياتى است كه تلاوت آن نسخ و متروك شده است .
نصر بن مزاحم اين نامه را آورده و گفته است كه امير المؤمنين آن را براى عمرو بن عاص نوشته است و در روايت او افزونى هايى هست كه سيد رضى آن را ذكر نكرده است و چنين است : « اما بعد ، دنيا باز دارندهء آدمى از آخرت است » و دنيا دار با حرص و آز گرفتار آن است ، به هيچ چيزى از آن نمى رسد مگر آنكه براى او آزمندى بيشترى گشوده مىشود و گرفتارى هايى براى او مى آورد كه رغبت او را به آن مى افزايد .
دل بسته به دنيا با آنچه به دست آورد از آنچه به آن نرسيده است بى نياز نمى شود ، سر انجام هم جدايى از آنچه جمع كرده است خواهد بود سعادتمند كسى است كه از غير خود پند و عبرت گيرد ، اينك اى ابا عبد الله مزد خويش را تباه مساز و در باطل معاويه