ترجمه منظوم قسمتى از رجز امام حسين عليه السلام
جد من ، خير الوَرى ، فاضلترين انبياست * آفتاب اوج عزت ، شمع جمع اصفياست
منقبتهاى پدر گر برشمارم ، دور نيست * دُرِّ دُرج « لافتى » و بدر برج « هل اتى » است
مادرم : خير النسا ، فرزند خاص مصطفى * بر كمال او ، كلام « بضعةٌ منّى » گواست
از برادر گر بپرسى ، هست شاه دين : حسن * آنكه سبط مصطفى و ، نور چشم مرتضى است
هست عمّم : جعفر طيار كاندر باغ خلد * دائماً پرواز او تا آشيان كبرياست
حمزه : سرخيل شهيدان ، باشدم عمّ پدر * اين چنين اصل و نسب در جملهء عالم كراست ؟
اى ستمكاران سنگين دل ! كه اخلاق شما * بيوفايى و نفاق و حيله و جور و جفاست
جمله فرزندان و خويشان و عزيزان مرا * قتل كرديد ، اين چه آيين است و اين طغيان چراست ؟
وين زمان ، بهر هلاك من كمر بربستهايد * كشتن من در كدامين مذهب و ملت رواست ؟
تشنهلب رفتند ياران و ، من از پى مىروم * در قيامت ، حضرت حق حاكم ما و شماست « 1 »
در وصف اسب و تيغ امام حسين عليه السلام
آتشى همرنگ آب و ، آب رنگى آتشين * تيغ گوهر دار او الحق ز نيكو گوهرى
* * *
سويش به چوب كردن اشارت ، كجا رواست ؟ * آن لب كه بوسه داد بر او بارها
در طشت زر نهاده به پيش تو كى سزاست ؟ * آن را كه بر كنار نبى داشته وطن « 2 »
* * *
جواب چيست شما را ؟ اگر سؤال كند * محمد عربى از شما به روز جزا
كه : آن چه بود كه با اهل بيت من كرديد ؟ * چو من به ملك بقا رفتم از سراى فنا
جزاى آنكه شما را به حق نمودم راه * روا بود كه چنينها به من رسد ز شما ؟ ! « 3 »
* * *
هامش
( 1 ) . همان ، ص 429 و 430 .
( 2 ) . همان ، ص 473 .
( 3 ) . همان ، ص 474 .