تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوشه هاى طلائى ( فارسي ) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
محمّد على مجاهدى « پروانه »

عروس ستارگان

ز اشك دامن من رشك آسمان بوده‌ست * پر از ستاره چو دامان كهكشان بوده‌ست
شبى نبوده كه بى غم دلم به روز آرد * هميشه خانهء دل پر زميهمان بوده‌ست
از آتشى كه بجا مانده در قفس ، پيداست * كه برق حادثه با ما هم آشيان بوده‌ست
در آستانهء پيرى جنون دل گل كرد * شكوفه بارى ما بين كه در خزان بوده‌ست
ز كاروان سفر كرده آتشى برجاست * مگو كه قافلهء عشق بىنشان بوده‌ست
در اين محيط كه خون چشمه چشمه مىجوشد * سرشك ماست كه درياى بيكران بوده‌ست