تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوشه هاى طلائى ( فارسي ) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
محمّد جواد غفورزاده « شفق »

اميد بشر

كسى كه بى تو سر صحبت جهانش نيست * چگونه صبر و تحمّل كند ؟ توانش نيست
بسوز هجر تو سوگند ، اى اميد بشر * دل از فراق تو جسمى بود كه جانش نيست
اسير عشق تو اين غم كجا بَرد كه دلش * محيط غم بود و طاقت بيانش نيست
نه التفات به طوبى كند ، نه ميل بهشت * كه بىحضور تو حاجت به اين و آنش نيست
كسى كه روى تو را ديد يك نظر چون خِضر * چگونه آرزوى عمر جاودانش نيست ؟
كسى كه درك كند فيض با تو بودن را * بحقّ حق كه عنايت به ديگرانش نيست
خوشه هاى طلائى ( فارسي ) — صفحة 82 | محمد على مجاهدى