وز روى آن كه رونق خوبان ز روى توست * دايم نظارهء رُخ خوبانم آرزوست
بر بوى آن كه بوى تو دارد نسيم گل * پيوسته بوى باغ و گلستانم آرزوست
سوداى تو خوشست و وصال تو خوشتر است * خوشتر از اين و آن چه بود ؟ آنم آرزوست
ايمان و كفر من همه رخسار و زلف توست * در بند كفر مانده و ايمانم آرزوست
درد دل « عراقى » و درمان من توئى * از درد بس ملولم و درمانم آرزوست