محمّد آزادگان ( و اصل )
نقد جان
كاشكى آه شب اثر مىداشت * شب تنهائيم سحر ميداشت
كاش تا شهر آرزو ، يك چند * مرغ جان رخصت سفر ميداشت
اين رباط كهن نه منزل ماست * آدمى كاش بال و پر ميداشت
قفسم را بجانب صحرا * روزنى بود يا كه در ميداشت
سوختم ز انفعال بىثمرى * اين شجر كاش بار و بر ميداشت
جان ز هجران به لب رسيد اى كاش * يار از چهره پرده بر ميداشت