سوختم ، سوختم در آتش غم * پيكرم گشت يكسر آتش غم
آسمان دلم دوباره گرفت * باز شادى ز دل كناره گرفت
باز از برق آه شب خيزى * خِرمَن هستيم شراره گرفت
غمزهيى با سپاه مژگانش * ملك دل را به يك اشاره گرفت
باز از ياد يار پردهنشين * طپش قلب من شماره گرفت
داغ از كهكشان چشمانم * آسمان ، آسمان ستاره گرفت
شعرم از وصف تو چو عاجز ماند * راه تشبيه و استعاره گرفت
اى يگانه امير كشور صبح * حجّت حق امير لشكر صبح