ذاكر جوهرى
خيز و جهان پاك ز ناپاك كن
اى ولى عصر و امام زمان * اى سبب خلقت كون و مكان
اى به ولاى تو ، تولّاى ما * مهر تو آئينهء دلهاى ما
تا تو ز ما روى نهان كردهاى * خون به دل پير و جوان كردهاى
خيز و ببين اى شه دنيا و دين * كفر گرفته همه روى زمين
عالم ما عالم ديگر شده * آينهء دهر مكدّر شده
شرع نبى يك سره بر باد رفت * دين ز كف بنده و آزاد رفت
خانهء ايمان همه ويران ببين * گبر و مسلمان ، همه يك سان ببين