تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوشه هاى طلائى ( فارسي ) — صفحة 423

مساهمون:

ص٤٢٣
ما خشك زبان به تر زبانى * در وصف تو آب زندگانى
اندر قدم تو جان فشانيم * مپسند كه تشنه لب بمانيم
اى چشمهء زندگى ، خدا را * مگذار در آب ، تشنه ما را
ما عاشق زار بيقراريم * در راه تو چشم انتظاريم
وقت است كه پرده برگشايى * رخسار به عاشقان نمايى
از روى جميل پرده بگشاى * بىپرده جمال خويش بنماى
« مائيم و نواى بينوايى » * اى برگ و نواى جان ، كجائى ؟
اى پايهء دين و ركن ايمان * اى راحت روح و رامش جان
ما را به ره تو آه و زارى است * بشتاب كنون ، كه وقت يارى است