تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوشه هاى طلائى ( فارسي ) — صفحة 426

مساهمون:

ص٤٢٦
خيز و بكش تيغ دوسَر از نيام * اى شه منصور پى انتقام
خيز و جهان پاك ز ناپاك كن * روى زمين پاك ز خاشاك كن
اى به تو امّيد همه خاكيان * بلكه اميد همه افلاكيان
شمس و فلك شمسهء ايوان توست * جنّ و ملك بندهء دَربان توست
مَطلع و الشّمس بود روى تو * مَظهر وَ الّليل دُو گيسوى تو
ديدهء خلقى همه دَر انتظار * كز پَس اين پرده شوى آشكار
مُحتَجب از خلق جهان تا به كى ؟ * در پس اين پرده نهان تا به كى ؟
ما كه نداريم به غير از تو كس * اى شه خوبان تو به فرياد رس
« ذاكر » بيچاره همه صُبح و شام * مىكند از دُور به كويت سلام