كبكبهء موكب سلطان رسيد * منتظران نيمهء شعبان رسيد
دست خدا ، هيمنهء ذوالفقار * باز شد از غيب جهان آشكار
پاى على بر لب دوزخ رسيد * تا نزند نعرهء ( هل من مزيد )
اى ز وجود تو ، وجود همه * رشحهيى از بود تو ، بودِ همه
هستى عالم همه از هست توست * خير دو عالم همه در دست توست
بودِ همه از تو و بودِ تو لطف * غيبتت از ما و وجودِ تو لطف
واسطهء فيض خدايى تويى * در دو جهان علّت غايى تويى
خلق خدا را به خدا رهبرى * نور دل و ديدهء پيغمبرى
سيّدى و قافله سالار ما * دست خدايىّ و ، نگهدار ما