محمّد على رياضى يزدى ( رياضى )
واسطهء فيض
خيز درين روز خوش و ماه خوب * خنده كن و كف بزن و پا بكوب
بر رخ گل بوسه زن و حال كن * رقص كن و سبزه لگد مال كن
طرف كله كج بنِه و شاد باش * غم مخور ، از بند غم آزاد باش
خيمه بسر چشمهء خورشيد زن * جام مى از ساغر توحيد زن
در افق مشرق بطحاى دين * كعبهء حق ، قبلهء اهل يقين
دست خدا پردهء شب را شكافت * صبح شد و نور خداوند تافت