گر كه نه يار است پس اين بوى كيست ؟ * عطر خوش خرمن گيسوى كيست ؟
راه قرار دل من مىزند * چنگ به تار دل من مىزند
انجمن افروز شب تارى است * با مَنَش اين گونه سر يارى است
گاه به اين دل شده سر مىزند * اوست كه آهسته به در مىزند
با دل من گرم سخن مىشود * همدم تنهائى من مىشود
آمده آن مايهء امّيد من * در دل شب سر زده خورشيد من
آنچه نمىداشتم امّيد شد * سنگر من خانهء خورشيد شد
آمد و در خانهء دل خانه كرد * زلف پريشان مرا شانه كرد
دست نوازش به سرم مىكشيد * بيشتر از پيشترم مىكشيد