تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوشه هاى طلائى ( فارسي ) — صفحة 394

مساهمون:

ص٣٩٤
اينك هنوز يكسر مو كم نمىشود * از زخم او تراوش خونهاى عنبرى
ابكار خاطرم همه مريم طبيعتند * عيسى به مهدشان در ، بىننگ شوهرى
و آن عيسيان نادره هر يك به مُعجزى * در مهد مادرى زده كوس پيمبرى
با من سخنوران كه در اين عَرصهء سخن * هر لحظه مىزنند نواى برابرى
گويندشان به فاش كه اينك نشسته است * با نغمه‌يى كه اين من و اين لاف همسرى
انصاف نيست ورنَه در اين عرصهء كلام * بر من مسلّم است طريق سخنورى
مجموعهء خيال من آمد به روى كار * منسوُخ گشت نسخهء ديوان انورى
آتش فشاند عنصر طبعم بر اين بساط * با خاك گشت يكسان ابيات عنصرى
آن مايه گوهر است مرا در سحاب نظم * كز حمل آن بنالد صد بحر اخضرى