غم شبهاى فراق تو به پايان نرسد * جُز كه با مدح و ثناى ولىّ اللَّه كريم
كار فرماى قضا ، مُمضى فرمان قدر * ناظم بارگه عدل خداوند رحيم
آخرين مظهر اسماء و صفات احدى * اوّلين شخص زمان ، قادر بىمثل و حكيم
قائد شرع نبى ، حافظ احكام نبى * « قائم آل محمّد » شه ذو القدر فخيم
آنكه گر از رخ خود ، پردهء غيبت فكند * رَود از خاطر گيتى ، يد بيضاى كليم
حجّت بالغ حق ، آنكه به هنگام سخن * عيسى آسا ز دمش ، زنده شود عظم رميم
غيبت او ز نظرها بود ، از فرط ظهور * عيب بينائى ما بوده به تصديق فهيم
گر بگويم كه ثنايش ، به جهان كار من است * عقل گويد كه منِه ، پاى تو بيرون ز گليم
مدح او را بسزا ، از من دل خسته مخواه * همه دانند كه حادث نبرد پى به قديم