تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوشه هاى طلائى ( فارسي ) — صفحة 343

مساهمون:

ص٣٤٣
لطفعلى بيك آذر بيگدلى

در مدح امام زمان « عج »

دميد از شاخ زرّين گل ، چكيدش سيمگون شبنم * عيان شد طلعت عيسى ، فشاند از شرم خوى مريم
نفس زد صُبح وز انفاسش اديم خاك شد جنبان * چنان كز نفح روح آويخت جان در قالب آدم
شرار افشان ز دود نار نمرودى خليل است اين ؟ ! * و يا از گريهء هاجر عيان شد چشمهء زمزم ؟ !
برآمد يوسف صدّيق خور ، زين هفت قصرش سر * ز چاك دامن پاكش ، صبا از راستى زد دم
و يا از حيرت رويش بُتان مصر گردون را * شد از كفها به دامن از شفق ريزان دمادم ، دم
برآمد از تواضع ، موسى خو را سر از ساحل * فرو رفت از تفرعن ، قبطيان را سر به نيلى يم