مرحوم جهانگير خان ناظم الملك ( ضيائى )
دست قدرت
همايون طالعى جانبخش و خُرّم * جهان افروز شد خورشيد عالم
جمال شاهد قدسى برافروخت * دو گيتى گلستانى گشت خرّم
رياحين در رهش گسترده دامن * ورق ريزان گلستانش به مقدم
به نكهت داده هر جان را حياتى * كه شد هر جسم از او روحى مجسّم
به يمنش نه فلك گرديده پويا * به نورش تابناك اين خاك مُظلَم
به جودش بسط روزى بر خلايق * به احسانش دو گيتى شد مُنَعَّم