تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوشه هاى طلائى ( فارسي ) — صفحة 313

مساهمون:

ص٣١٣
سراچه‌يىست ز بستان سراى تعظيمش * بسيط شش جهت و هفت باغ و هشت قصور
رواق گلشن ايوان هشت قصر بديع * به جنب شرفهء بام رفيع او مقصور
نثار موكب او ، افسر سر قيصر * غبار مقدم او ، فخر مغفر فغفور
خرد كه عقل به شاگردى وى استادست * به نزد راى جناب جلال او مزدور
ايا به ضابطهء عدل و داد در عالم * چو جدّ خويش به نام پيمبرى مشهور
ز هستى بشريّت وجود پاك تو بود * كمال رغبت زوجيّت اناث و ذكور
به باغ خلد عروسان نار پستان را * برسم و رتبت كابين ز مهر تست مهور
چو كوس روز قيامت صفير بر دارد * ز نفخ روز قيامت خبر دهد شيپور
بپوش درعهء جدّ شريف و درع پدر * وفوق جيدك قَلِّد بِسَيفِك المأثور