تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوشه هاى طلائى ( فارسي ) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
تير عقاب پرّش چون پر زند به گردون * نسرين چرخ از بيم ريزد در آشيان پر
شمشير كفر سوزش عريان بود چو در رزم * برجا دگر نماند نامى ز كفر و كافر
آن دم كه دشت هيجا گردد ز خون چو دريا * گردد نهنگ آسا در بحر خون شناور
بر هر طرف كه تازد از كشته پشته سازد * چون دست كين بيازد زى ذو الفقار حيدر
آنسان رواج گيرد دين خدا پرستى * كاندر جهان نماند بر جا بُتى و بُتگر
در چنگ او به ميدان گردد سنان چو گردان * آرد به ياد گُردان آشوب روز محشر
از بيم ، پيكر كوه ، لرزان شود چو سيماب * زير دو ران چو آرد يك ران كوه پيكر
گوئى به پشت صرصر ، بنهاد پا سليمان * يا خود به زين دُلدُل بنشست باز حيدر
روزى كه پرده گيرد از روى عالم آرا * از روى عالم آرا عالم كند منوّر
خوشه هاى طلائى ( فارسي ) — صفحة 308 | محمد على مجاهدى