تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوشه هاى طلائى ( فارسي ) — صفحة 305

مساهمون:

ص٣٠٥
بشكفت چون شكوفه كه در بوستان دمد * در شوره‌زار قلب ستمديدگان اميد
باز آى اى چو بوى گل از ديده‌ها نهان * كز رَنج انتظار تو ، پشت فلك خميد
بازآ كه ديده در همه نامردم جهان * ديرى است تا كه رادى و آزادگى نديد
هر نغمه‌يى كه خاست ، فرو مُرد در گلو * زان بيشتر هنوز كه يا رد كند نشيد