كمپانى ( مفتقر )
در مدح امام زمان
همره باد صبا نافهء مشك ختن است * يا نسيم چمن و بوى گل و ياسمن است
ديدهء دل شده رُوشن مگر اى باد صبا * همرهت پيرهن يوسف گل پيرهن است ؟
شده شام دل آشفتهء غمگين خوشبوى * مگر از طرف يمن بوى اويس قرن است ؟
يا مسيحا نفسى ميرسد از عالم غيب * كه دل مُرده دلان تازهتر از نسترن است
نفخهاى ميوزد از عالم لاهوت بلى * نه نسيم چمن است و نه ز طرف يمن است
مركز دائرهء هستى و قطب الاقطاب * آنكه با عالم امكان مثل رُوح و تن است