حَمل آرد از چرخ و ماهى ز عمّان * ز خور گردهء گرم و از ثور رائب
ز سهمش كه پشت فلك زوست چنبر * بلرزد عدو كش بطرقد مناكب
شها خلق رفتند از دست يكسر * برون آى اى مظهر لطف واجب
اجانب گرفتند ملك جهان را * ببر از ميان اين رسوم اجانب
كند منقبت جبرئيل امينت * « طرب » كيست كت دم زند از مناقب ؟