تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوشه هاى طلائى ( فارسي ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
زند بر دِرَم سكّه‌ى شرع احمد * نماند بجا نه مجوس و نه راهب
ز بس ريزد از تيغ بر خاك هامون * شود پشته بر پشته مركوب و راكب
پى مدح شاهان و گردن فرازان * نويسند نامش بطاق كتائب
حساب مديحش نگنجد به دفتر * شود گر كه ذرّات عالم محاسب
چو خورشيد تابد به هر ذرّه نورش * اگر مصلحت راست از ديده غائب
گريزند ازو شير مردان هيجا * چنان كز برِ شير ، خيل ثعالب
خدا را بود چون على مظهر الحق * عجب نبود از وى ظهور عجائب
برون است مدحش ز تقرير ناطق * فزون است مدحش ز تحرير كاتب
به بزم محبّان او گاه عشرت * مرتّب كند خوانچيش چونكه راتب