باشد گه تجلّى يزدان بى مثال * آن ذات حق نما چو برون آيد از حجاب
گيرد ز عدل و دادش آرام ، روزگار * از ظلم و جور گيرد هر گاه انقلاب
حصر محامدش نتوان كرد از آنكه هست * نطق الكن و محامد ، بيحدّ و بيحساب
درماندهام ، اغِثنى يا صاحب الزّمان * يا خاتم الأئمه و يا تالى الكتاب
بگشا در عطا ز كرم بر رخ « محيط » * اى بى كف عطاى تو مسدود ، فتح باب