چندانكه به ياد تو شب و روز نشستيم * از شام فراقت چو سحرگه ندميديم
تا رشتهء طاعت به تو پيوست نموديم * هر رشته كه بر غير تو بستيم بريديم
شاها بتولّاى تو در مهد غنوديم * بر ياد لب لعل تو ما شير مكيديم
اى حجّت حق پرده ز رُخسار بر افكن * كز هجر تو ما پيرهن صبر دريديم
ما چشم براهيم به هر شام و سحرگاه * در راه تو از غير خيال تو رهيديم
اى دست خدا دست برآور كه ز دشمن * بس ظلم بديديم و بسى طعنه شنيديم
شمشير كجت راست كند قامت دين را * هم قامت ما را كه ز هجر تو خميديم
شاها ز فقيران دَرت روى مگردان * بر دَرگهت افتاده به صد گونه اميديم