تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوشه هاى طلائى ( فارسي ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
بىوجودت نيستى از هستى ما بهتر است * همچو مژگان تو از اقبال برگرديده‌ايم !
هر نهالى با تو بر گرديد در باغ اميد * بهر قطع ريشهء جانش تبر گرديده‌ايم
از براى قلع و قمع دشمنان كفر كيش * از دم شمشير برّان تيزتر گرديده‌ايم
در فلك با زَهره دُور زُهره مىچرخند و ما * در زمين عمرىست گرد يك قمر گرديده‌ايم
دست افسوس است برهم مىزند هر شاخه‌يى * يعنى از تأثير آفت بىثمر گرديده‌ايم
ما امام خويش را « حدّاد » مىدانيم كيست * در نظر بازى عجب صاحبنظر گرديده‌ايم