تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوشه هاى طلائى ( فارسي ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
دَر ظهور خويش پنهان است جانان همچو حجّت * كاو بهر جا ظاهر است و چشمها در انتظارش
حجّت حق ، فيض مطلق ، قائم آل محمّد * كافرينش را چو حق قائم به ذات حق مدارش
آفتاب ار سر نهد بر حضرت او هست فخرش * آسمان گر ايستد بر درگه او نيست عارش
بىنياز آن سر كه بر خاك مقدّس جبهه سايش * سرفراز آنكس كه بر كاخ همايون خاكسارش