تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوشه هاى طلائى ( فارسي ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
قامت ما شد دوتا از بار هجر * عشق با ما اين چنين تا مىكند !
جذبهء چشم خمار آلود دوست * عارفان را باده پيما مىكند
مىگذارد خواب گيسويش مگر ، * بىقرارى ، خواب آرامى مىكند ؟ !
گرچه مىدانستم از روز ازل * عاشقان را عشق ، رسوا مىكند
« فيض » لطف دوست گر يارم شود * بس گره از كار دل وا مىكند