وصّاف
سلطان عصر ، مهدى صاحب زمان كند
او را سزاست حمد كه ايجاد جان كند * وز قدرت آفرينِشِ كون و مكان كند
آن ناخدا خداى كه اين فلك نُه فلك * جارى مدام بىمدد بادبان كند
بر برگ گل نگارد ، مخفى رُموز عشق * بلبل بر او گمارد تا ترجمان كند
آن قادرى كه نيشتر نيش پشّه را * كوپال مغز كلّهء پيل دَمان كند
آن گِرد گَرد گردان آن چرخ چنبرين * گردنده طوق گردن گردنكشان كند
بر آن برم سپاس كه ز الطاف بىقياس * سلطان عصر ، مهدى صاحب زمان كند