محمّد على مجاهدى ( پروانه )
چشمهء نور
روى ترا ز چشمهء نور آفريدهاند * لعل تو از شراب طهور آفريدهاند
خورشيد هم به روشنى طلعت تو نيست * آيينهء ترا ز بلور آفريدهاند
پنهان مكن جمال خود از عاشقان خويش * خورشيد را براى ظهور آفريدهاند
منعم مكن ز مهر خود اى مه ، كه ذرّه را * مفتون مهر و عاشق نور آفريدهاند
خيل ملك ز خاك در آستان تو * مشتى گرفته پيكر حور آفريدهاند
عيسى وظيفه خوار لب روحبخش تست * كز يك دم تو نفخهء صور آفريدهاند