بلى به تبعيّت جايز مىدارند ، زيرا كه صلوات بر آن به تبعيّت در احاديث صحاح وارد شده ؛ اين است حقيقت اين مسأله نزد بسيارى از علما ؛ « و بعضى از علما » « 1 » بر آن رفتهاند كه صلوات بر ساير مؤمنان جايز است به اصالت ، بنابر آنكه حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم صلوات بر آل ابى اوفى فرستاد به اصالت چنانچه مذكور شد . و طايفهء اول در جواب گفتهاند كه اين مخصوص پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است و امام كه قائم « مقام » « 2 » او باشد در ستدن صدقه و محل آن خاص است ، حكم او را عام نتوان ساخت . و طايفهء ديگر از علما بر آن رفتهاند كه صلوات به اصالت مخصوص انبياست و اكابر آل « حضرت پيغمبر كه به عصمت منسوبند و ائمهء كرام و صاحب فضايل عظامند ، چنانچه بر » « 3 » حضرت فاطمه صلوات اللّه عليها و هر يكى از دوازده امام به اصالت صلوات توان فرستاد . و اين قول قوى ، مختار اين ضعيف است و دليل آنكه ، به اتفاق ، صلوات بر آل به تبعيّت مىتوان فرستاد ، پس مطلق صلوات به اتفاق بر ايشان جايز باشد .
و مانعان اصالت مىگويند كه جهت حفظ مراتب ، صلوات به اصالت را مخصوص انبيا مىسازيم و ما در جواب مىگوئيم انتساب ايشان به نيت « 4 » نبوّت و رسالت چنان كامل است كه مىتوانند كه داخل در تعظيم صلوات باشند ؛ چنانچه فرزندان نجيب پادشاه را توان كه بگويند : خلد اللّه ملكه ؛ و در محاورات آن را ترك ادب نمىگويند .
پس آن محذور ترك حفظ مراتب ، بر طرف باشد ؛ و بنده به ثواب تبليغ كمال رحمت كه موجب نزول ده رحمت است در عوض آن فايز گردد و ما در بسيار مواقع مىبينيم كه اهل البيت خصوصا اولاد فاطمه به امورى مخصوصند كه حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بدان مخصوص است ؛ مثل حرام بودن صدقه و ذكر ايشان در نماز ؛ چرا نشايد كه در اصالت صلوات از ساير صلحاى امّت مخصوص و ممتاز باشند ؟ و اگر مؤمن منصف نيكو تأمل نمايد ، همانا اين قول را راجح داند و ترك فضيلت صلوات بر آن ارواح مقدّسه ننمايد . و اللّه اعلم .
اين است بيان صلوات حق تعالى بر بنده ؛ و امّا صلوات ملائكه بر بنده ؛ علما
هامش
( 1 ) . در « غ » نيامده .
( 2 ) . از « غ » .
( 3 ) . از « غ » .
( 4 ) . چنين است در هر دو نسخه .