مخاطب توان كرد ، چنانچه گويند سلام عليك و نگويند نزد ذكر غايبى جز از انبيا عليهم السّلام . و بعضى از علما مطلقا جايز داشتهاند بر غايب و حاضر و بعضى مخصوص به انبيا و اكابر آل فاطمه - صلوات اللّه و سلامه عليها - و دوازده امام داشتهاند همچون صلات ؛ و اين مختار ماست همچنانچه در صلات بيان كرديم .
مقصد سوم : در واجب بودن صلوات بر حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم
« اكثر علما بر آنند كه صلوات بر حضرت پيغمبر » « 1 » واجب است و محلّ آن نماز است و وقت آن تشهد آخر ، و دليل آن كه آيت دلالت بر امر به صلات كرد و اصل امر از براى وجوب است ، پس واجب باشد . و احاديث صحيح آن را به نماز مخصوص ساخت و محل آن را تشهد اخير گردانيد ، پس در تشهد آخر واجب باشد ؛ و بعضى از علما بر آنند كه در مدت عمر بر هر مؤمنى واجب است كه يك نوبت صلات بر حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، فرستد بنابر آنكه در آيت وارد شده ؛ « 2 » و آيه دلالت بر آن نمىكند كه در نماز واجب باشد و احاديث دلالت بر فعل پيغمبر مىكند كه در نماز صلات مىفرستاده و شايد كه سنت باشد پس حكم به وجوب نتوان كرد . و اما صلات بر آل حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، اكثر علما بر آنند كه در تشهد آخر بعد از صلوات بر پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به قول اكثر علما « بعد از آن » « 3 » مستحب است و بعضى گويند كه بر آل نيز مستحب است .
مقصد چهارم : در بيان افضل صيغهء صلوات و ذكر فضيلت صلوات بر حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم
و در احاديث صحاح وارد شده كه اصحاب ، از حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم سؤال كردند و گفتند عليهم السّلام يا رسول اللّه ! امّا بر تو دانستهايم كه [ سلام ] چگونه مىبايد نمود ، ما را تعليم فرما كه چگونه بر تو صلات فرستيم . فرمود بگوئيد : اللّهمّ صلّ على النّبيّ
هامش
( 1 ) . در « غ » نيامده .
( 2 ) . مقصود آيهء « إن الله و ملائكته . . . » تا آخر است .
( 3 ) . از « غ » .