تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وسيلة الخادم إلى المخدوم در شرح صلوات چهارده معصوم ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 67

مساهمون:

ص٦٧
محمّد و آل محمّد كما صلّيت على إبراهيم و آل إبراهيم و بارك على النّبي محمّد و آل محمّد كما باركت على ابراهيم انّك حميد مجيد . « 1 » و اين افضل صيغه‌هاى صلوات است ، زيرا كه حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بعد از سؤال تعليم فرمود و از اين حديث مفهوم مىشود كه اهتمام تمام آن حضرت را بوده ، بدان كه در صلات آل را با آن حضرت ياد كنند ، زيرا كه در صلوات و مباركات هر دو ايشان را قرين خود ياد فرمود . و محققان گفته‌اند كه حقيقت صلوات و فايدهء آن توسل جستن است به حق تعالى و تقرّب بدان حضرت به واسطهء كسى كه او را جهت مناسبتى با بنده باشد از حقيقت « بر آن » « 2 » و مناسبتى با حضرت حق تعالى داشته باشد به واسطهء تجرّد تا « 3 » به جهت تجرّد استفاضه نمايد . و به جهت تعلق ، افاضه فرمايد « و فيض الهى به واسطهء » « 4 » اين دو جهت به بنده رسد ؛ پس بىوسيله كسى چنين فيض نمىتوان يافت و بر اين قياس آل كرام آن حضرت واسطه‌اند ميان امّت و آن حضرت ؛ زيرا كه ايشان « مجارى فيض » « 5 » پيغمبرند صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و به واسطه ايشان . . . « 6 » با آن حضرت پيدا مىتوان كرد ، پس واجب است صلوات بر ايشان فرستادن و اللّه اعلم . و امّا فضيلت صلوات بر حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آن را حد و حصرى نيست و اتفاق علماست كه بعد از اداى فرائض قرائت قرآن هيچ فضيلت طاعت به صلوات حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نمىرسد . و احاديث صحاح در اين معنى بسيار وارد شده . از آن جمله آنكه ابىّ ابن كعب انصارى ( رضى اللّه عنه ) روايت كند كه از حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم سؤال كردم كه ، از اوقات خود چه مقدار صرف در صلوات تو كنم ؟ آن حضرت فرمود : هر چند زيادت كنى ، خير تو در آن باشد . گفت : گفتم : ثلثى از اوقات صرف كنم ، همان فرمود : و همچنين زيادت مىكردم تا آن زمان كه گفتم همه اوقات صرف در صلوات تو كنم . فرمود : آن بهتر باشد تو را ، يا چنانچه فرمود . از آن جمله آنكه در حديث وارد شده كه حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود : حمزهء
هامش
( 1 ) . نك : مجمع البيان ، ج 7 و 8 ص 369 ؛ بحار الانوار ، ج 25 ص 229 ، ج 91 ، ص 49 . ( 2 ) . در « غ » نيامده . ( 3 ) . در « غ » : به واسطهء آن كه تجرّد يا ( 4 ) . در « م » خوانا نيست . ( 5 ) . در « م » خوانا نيست . ( 6 ) . يك كلمه ناخوانا ؛ احتمالا : رابطه .