تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وسيلة الخادم إلى المخدوم در شرح صلوات چهارده معصوم ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨

[ عقيدهء مؤلف دربارهء مهدى عليهما السّلام ]

و مختار ما آن است كه وجود مهدى در آخر زمان « 1 » « واجب است كه بر آن حكم كنند بنابر احاديث صحيحه كه ياد كرديم و واجب است كه حكم كنند كه از اولاد فاطمه عليها السلام است و نام او محمد است ، اكنون اين صفات تمامى در محمد است . « 2 » اكنون اين صفات تمامى در محمد بن الحسن جمع است طايفه‌اى عظيم از مؤمنان بر آن رفته‌اند كه او محمد بن الحسن است ، آثار و حكايات و اخبار بسيار را روايت مىكند تا به غايتى كه به حد استفاضه و تواتر رسيده است و حكم كردن بدان كه مهدى موعود محمد بن الحسن است با هيچ قاعده‌اى از قواعد اسلام منافات ندارد و در هيچ حكم از احكام شريعت قدحى و خلعى پيدا نمىكند ؛ بلكه اولى و انسب آنست كه او باشد ، زيرا كه عدد دوازده امام كه در حديث بدان اشارت واقع شده بوجود محمد بن الحسن تمام مىشود و آن مهدى موعود كه در حديث بدان واقع شده كه در آخر الزمان ظهور خواهد كرد و عالم از عدل مالامال خواهد ساخت اگر محمد بن الحسن باشد نسب او از همه شريفتر باشد و نظم دوازده امام بوجود مهدى موعود مكمل شده باشد و اثر امامت و خلافت هم در اين مسلك كمال يافته باشد و عالم از عدل او تازه گردد و فايده آن حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دوازده امام را همچون دوازده نقيب بنى اسرائيل خواهد بر آن تقدير ظاهر شود . « 3 » پس به حسب احتياط در آن امر موافقت با اماميه مىكنيم و مىگوييم مهدى موعود محمد بن الحسن است و او قائم و منتظر است و چون وعده او برسد ظهور خواهد كرد و عالم را از عدل و احسان مالامال خواهد ساخت و جور « 4 » و طغيان را از جهان دور خواهد گردانيد و حالا آثار لطف او به خاصان مىرسد . اگر اين حكم كه ما كرديم با واقع مطابق باشد و مهدى موعود او خواهد بود و حالى در حيات است ، پس
هامش
( 1 ) . از اينجا به مقدار دو صفحه از « م » افتادگى داشت كه در چاپ پيشين نيامده بود و اكنون از « غ » افزوده مىشود . ( 2 ) . گويا جمله « اكنون اين صفات تمامى در محمد است » اضافى باشد . ( 3 ) . عبارت چنين است در اصل . ( 4 ) . در اصل و خورد .