صفات نقاط اثر ندارد و در مظهر او اثر صفات ظاهر است ؛ پس او جامع جميع صفات نقاط « دايره » « 1 » است « زيرا كه به ظهور او صفات نقاط ظاهر مىگردد .
چون اين مقدمه معلوم شد ، بايد دانست كه نقطهء ختميّه در دائرهء نبوت حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و او جامع جميع صفات نقاط دايرهء است ، » « 2 » كه وجودات انبياء و مرسلين است ، و به وجود مبارك آن حضرت صفات جميع انبيا اثر دارد و ظاهر شد ، و دايرهء نبوت بوجود آن حضرت تمام گشت و آن حضرت را محمّد نام بود .
و معنى محمّد مبالغه در ستوده شدن است ، زيرا كه چون آن حضرت جامع جميع صفات كمال انبيا باشد كه ايشان جامع جميع صفات كمال مخلوقاتند ؛ پس « جامعيت صفات كمال ، مقتضى آن است كه نشاء » « 3 » حمد كه آن اظهار صفات كمال است در مظهر او بر وجه مبالغه واقع باشد و لهذا اسم مبارك آن حضرت هم محمّد است . « 4 »
« و چون وجود حضرت مهدى عليه السّلام نقطهء ختميّه دايرهء امامت و ولايت است ، هرآينه او جامع جميع صفات كمالات ائمه عظام خواهد بود » « 5 » « و حضرت پيغمبر » « 6 » بدين معنى اشارت فرموده كه اسم او مطابق اسم من باشد ؛ و كسى از اين سخن توهم نكند كه لازم مىآيد كه مهدى از سائر ائمه افضل باشد ، زيرا كه جامعيت اوصاف كمال لازم نيست كه موجب افضليّت باشد . بنابر آنكه مىتواند بود كه هر يكى از اوصاف در افراد ائمه كمال و اشتدادى داشته باشد . كه در مظهر جامع آن ، اشتداد نداشته باشد . بلى او را وصف جامعيت باشد و ايشان در هر وصف در غايت كمال باشند تحقيق اين سخن ، آن است كه نقطهء ختميّه دايرهء كار او همين است كه دايره را كامل مىگرداند ، چون دايره كامل شد همه نقاط مساويند و بر هر يك صادق است كه مبدأ دايره
هامش
( 1 ) . از « غ » .
( 2 ) . از « غ » افتاده .
( 3 ) . از « غ » افتاده .
( 4 ) . در اينجا عبارت متن آشفتگى داشته و كاتب عبارت صحيح را در حاشيه آورده گرچه دقيقا محل آن را مشخص نكرده است ؛ ما عبارت را بر اساس آنچه در حاشيه بود آورده و با حدس خود در متن جاى داديم .
( 5 ) . از « غ » افتاده .
( 6 ) . از « غ » .