عطيّه حيات را غايتى معيّن كردهاند كه آن صد و بيست و پنج سال است ، تجويز نمودهاند كه اگر كسى در سال قران متولّد شود ، جايز است كه عمر او از هفتصد تجاوز كند ، هرگاه هيلاج « 1 » در قران زحل باشد . « 2 » اين است وجه رفع استبعاد به حسب عقل . « 3 »
امّا به حسب شرع اكثر اهل شريعت متّفقند در آنكه خضر پيغمبر و الياس عليهما السّلام هر دو در حياتند ، يكى حافظ برّ ديگرى حافظ بحر است ؛ و در وجود ايشان هيچ نزاعى نيست نزد اكثر محقّقان ؛ و عمر ايشان از سالهاى بسيار تجاوز كرده ؛ [ پس ] جايز است كه حق تعالى محمد بن الحسن را عمرى دهد مثل عمر خضر و الياس ، تا آخر زمان ظهور كند ، و عالم را به انوار عدل منوّر سازد . چنانچه در حديث وارد شده .
و امّا آنكه مىگويند امام لطف است و چون او را مخفى باشد آن را به مردم چگونه رسد ، جواب « 4 » آنكه آثار او بسيار به مردم مىرسد ، و در هر وقت امداد دوستان محبّان خود مىكند ، و بر مردم ظاهر مىگردد . چنانچه حكايات در آن باب بسيار گفتهاند .
و به تعيين و به تحقيق به نوشته و شمّه بعد از اين ان شاء اللّه مذكور خواهد شد .
امّا آنكه مىگويند حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود كه ، اسم پدر او موافق اسم پدر من باشد و اسم پدر او حسن است . جواب آنكه : اين در بعضى روايات است و اكثر روايات اين است كه اسم او موافق اسم من باشد . و بر تقدير صحّت آن روايات ، تمامى ائمهء معصومين را عبد صالح لقب بود و مراد از عبد صالح ، عبد اللّه است و لقب ، حكم نام [ را ] دارد . پس صحيح باشد كه اسم پدر او عبد اللّه است . اين است مذهب اماميّه از شيعه در باب مهدى و دلايل ايشان بسيار است . و ما شمّه [ اى ] در جواب جماعت اول ياد كرديم و اگر تفاصيل طرفين ياد كنيم اين مختصر برنتابد و خلاصهء آن مذكور شد .
هامش
( 1 ) . در « غ » : سلاح .
( 2 ) . در شرح چگونگى استخراج عمر از هيلاج ياد داشتى از قزوينى در دهخدا ذيل مدخل هيلاج آمده است .
( 3 ) . در « غ » : شرع .
( 4 ) . شمارهگذار نسخه اصلى به اشتباه از 310 به 312 رفته است .