تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وسيلة الخادم إلى المخدوم در شرح صلوات چهارده معصوم ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
حاجت نيست ، حضرت امام نماز بگذارند و خاطر خليفه را بدست آورند . حضرت امام فرمود : ايشان طاقت آن را نداشته باشند . فى الجمله از مبالغه و تكليف بسيار قبول فرمود و مأمون حكم كرد كه تمامى اكابر بنى العباس و قواد لشكر و امراى عرب و بزرگان قريش و عامهء علما و محدثان و قضات و طبقات خلايق بر درگاه حضرت امام عليه السّلام روند و همراه حضرت امام متوجه عيدگاه شوند و اين حال در نيشابور بود ؛ « 1 » چون خلايق تمامى به درگاه آن حضرت جمع شدند تصور داشتند كه او بر سيرت خلفا و صورت ايشان در موكب خلافت به عيدگاه خواهد فرمود ، آن حضرت صورت و طريقه‌اى كه حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روز عيد به مصلى مىفرمود عمل نمود ؛ غسل كرده و گيسوهاى مبارك را در پس سر انداخت و جامه‌هاى سفيد تا نصف ساق بپوشيد و دراعه سفيد بر سر نهاد و طرّهء آن را در ميان هر دو شانه بازگذاشت و غزه كه در مصلى آن را پيش روى مبارك حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرو مىبردند در دست گرفت و نعلين در پاى مبارك كرد و بدين صورت ناگاه همچو آفتاب درخشان كه از سر تا پاى وجود مباركش نور تابان بود از خانه طلوع كرد و به آواز بلند فرمود : اللّه أكبر اللّه أكبر . تمامى خلايق خود را از اسبها بينداختند و به يك‌دفعه با آن حضرت به تكبير در آمدند و آن حضرت پياده نعلين پوشيده روان شد و هر قدم كه مىآمد يك نوبت تكبير مىفرمود و خلايق نيشابور تمامى به تكبير در آمدند تا به غايتى كه در و ديوار مملكت با آن حضرت به تكبير آمدند و فرياد گريه و فغان تكبير از مردمان بر آمد و حالتى غريب ظاهر شد گوئيا همه عالم در تكبير و تحميد و تسبيح در آمدند ؛ و به هر قدم كه آن حضرت تكبير مىفرمود ، آن حالت زيادت مىشد و افغان و غوغاى مردم و گريه و تضرع و نياز ايشان روى در افزونى مىنهاد و مأمون در خانه خود نشسته بود ، مقرّبان او در رفتند و آن حال را حكايت كردند با مأمون در خانه گفتند [ و ] كه خود را درياب كه اگر حضرت امام بدين طريقه به مصلّى مىرسد ديگر هرگز كسى بر تو سلام خلافت نخواهد كرد .
هامش
( 1 ) . قاعدتا اين رخداد در مرو مركز خلافت بوده نه در نيشابور .
وسيلة الخادم إلى المخدوم در شرح صلوات چهارده معصوم ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 237 | فضل الله بن روزبهان خنجى اصفهانى