روايت كردهاند كه چون امر بيعت ولايت عهد تمام شد ، آن حضرت در خراسان پيش مأمون ساكن شد و هر روز به ديدن مأمون مىرفت و مأمون آن حضرت را تعظيم بسيار مىكرد و در مشكلات علوم از آن حضرت استفاده مىكرد و علما و حكما و فقها و ارباب ادب كه در مجلس مأمون حاضر مىشدند از جميع علوم ، از آن حضرت استكشاف مشكلات و معضلات مىنمودند و آن حضرت رساله در حفظ صحت ، جهت مأمون بنوشت به التماس او ، و مأمون فرمود تا آن را به طلا نوشتند و رساله را ذهبيه نام كردند و حكايات مجالس محاضرات آن حضرت با مأمون و حاضران مجلس او و فائق شدن آن حضرت در جميع احوال طولى دارد اين مختصر احتمال آن نمىكند .
صاحب كشف الغمه در كتاب خود روايت مىكند كه حضرت امام عليه السّلام هر صباح به ديدن مأمون خليفه مىفرمود و جميع طبقات خلايق عالم از اشراف بنى العباس و قواد و لشكر و قضات و علما امراى عرب و اكابر قريش بر درگاه مأمون حاضر بودند و عادت حاجبان بود كه چون حضرت امام عليه السّلام پيدا مىشد هيچ كس را پيشتر از آن حضرت بار نمىدادند و چون آن حضرت را مىديدند استقبال مىكردند و وظايف خدمت به جا مىآوردند و چون حضرت نزديك پرده مىرسيد پرده را بر مىداشتند تا حضرت امام در مىرفت .
روزى حاجبان با يكديگر گفتند خوبست كه ما همچنين مبالغه در تعظيم على بن موسى مىكنيم و ديگر امراى عباسى و برادران و اقوام خليفه چون مىآيند تعظيم نمىكنيم ؛ امروز اتفاق كنيم كه چون او بيايد ما اصلا برنخيزيم و پرده جهت او بر نداريم تا ببينيم كه او چه مىكند . چون حضرت امام به درگاه آمد ، ايشان بر خلاف عادت خود استقبال نكردند و تعظيم لايق بجا نياوردند . چون حضرت امام نزديك پرده رسيد هيچكس پرده را برنداشت . فى الحال بادى پيدا شد و تمامى پردهها را برداشت تا آن حضرت پيش مأمون رفت ، باد ساكن شد . چون آن حضرت بيرون فرمود همچنان بادى عظيم برخاست و پردهها برداشت . حاجبان دست آن حضرت
وسيلة الخادم إلى المخدوم در شرح صلوات چهارده معصوم ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 239
مساهمون: فضل الله بن روزبهان خنجى اصفهانى
ص٢٣٩