تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وسيلة الخادم إلى المخدوم در شرح صلوات چهارده معصوم ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
و مراد از حافظ آنست كه اشارت بدان چيز نمايد و نگاه دارد مرتبهء او را . مثلا در صفحهء « اول كه صفحهء » « 1 » حرف اول است كه الف است . در خانهء اوّل از سطر اول چهار الف بايد نهاد و الف اول اشارت بدان كه « حرف اول » « 2 » الف است « حرف اول و » « 3 » الف دوم اشارت بدان كه صفحهء اوّل است و الف سوم اشارت بدان كه « سطر اول است و الف چهارم اشارت بدان كه » « 4 » خانهء اول است . و در خانهء دوم سه الف بايد نهاد و يك ب زيرا كه حرف و سطر و صفحه بر حال خود است و خانه اول به دوم متبدل شده ؛ و بر اين قياس عمل بايد كرد تا آخر حروف و اين را جامعه جفر كبير گويند زيرا كه جامع جميع آن چيزى است كه درو احتمال تركيب واقع مىشود ؛ اين است صورت جامعه . اما وجه دلالت اين صور خطى بر مدلولات عملى آن مخصوص اهل بيت است و جميع ائمه اثنا عشر اين دلالت را مىدانسته‌اند و ما اين دلالت را نمىدانيم . اما طرق احتمالات وجه دلالت را فى الجمله مىفهميم و اگر تفصيل كنيم اين كتاب برنتابد . القصه حضرت امام عليه السّلام از ساير ائمه مزيد مهارت در اين استنباط كامل و فايق بوده ؛ چنانچه روايت كرده‌اند كه در زمانى كه مأمون خليفه ، آن حضرت را از مدينه طلب نمود جهت آنكه ولايت عهد خود به دو تفويض كند ، سبب طلب آن بود كه مأمون ، چون از برادر خود محمد امين بازپرداخت و طاهر بن الحسين كه او را ذو اليمينين گويند به بغداد آمد از خراسان ، و محمد را به قتل آورد و عالم جهت مأمون مسخر شد ، وزير مأمون ، فضل بن سهل نام داشت . [ او كه ] مردى بسيار داناى صاحب تجربه بود برادر خود را حسن بن سهل به حكومت بغداد فرستاد و حسن بن سهل از امراى عرب نبود و مردى منجم و صاحب قلم بود . امراى عرب كه در طرف كوفه و عراق بودند به امارت « 5 » او راضى نمىشدند و بر سادات علوى اتفاق مىكردند
هامش
( 1 ) . از « م » . ( 2 ) . از « م » . ( 3 ) . از « م » . ( 4 ) . از « غ » . ( 5 ) . در اصل : امارت .