مدفون شدند و اين از علوم غيبيه بود كه آن حضرت به تعليم الهى دانسته بود و اللّه اعلم .
المستخرج بالجفر و الجامعة ما يكون و ما كان
« 1 »
آن حضرت بيرونآورنده است به جفر و جامعه آنچه خواهد بود و آنچه بوده است .
و اين اشارتست بدان كه آن حضرت علوم غيبيه را از جفر و جامعه استخراج مىفرموده . و جفر و جامعه علمى است كه مخصوص اهل البيت است و آن از جملهء علوم غريبه است و ايشان جفر كبير كه آن جامعهء جميع علوم اسرار و حكم است ، احوال گذشته و آينده استنباط مىكردهاند و ما در اين مقام بيان حقيقت جفر كبير بنماييم كه آن چه چيز است :
بدان كه اشيا را در علم وجودى هست در لفظ وجودى ديگر و در حفظ « 2 » وجودى ديگر و در خارج و نفس الامر وجودى ديگر . و حقيقت وجود شىء آنست كه در خارج و نفس الامر باشند و اطلاق وجود بر آن حقيقى است و بر آن ديگرها به طريق مجاز اطلاق كنند نزد عامّهء عقلا . فاما طايفهاى از محققان صوفيه بر آن رفتهاند كه حقيقت وجود اشيا ، آنست كه در علم اللّه است و ديگر وجودهاى مجاز از آن وجود است و ظلّ اوست و به حقيقت اين كلام مناسب اين مقام نيست و مراد از اين آنست كه مبين گردد كه هر چيز كه وجودى در خارج و نفس الامر دارد مىتواند بود كه او را وجودى در لفظ يا در خط پيدا شود كه دلالت كند برو ، پس تواند بود كه روال جميع علوم در وجود خطّى پيدا گردد و جميع علوم از صور كتابت مستفاد شود و صور خطّى مركب از مفردات حروف است و اصول مفردات حروف بيست و هشت حرف است و در جامعهء جفر كبير بيست و هشت صفحه از براى هر حرف از حروف بيست و هشتگانه نهاده شده و در هر صفحه ، بيست و هشت سطر نهاده و در هر سطرى بيست و هشت خانه و در هر خانه چهار حرف نهاده ، حروف اول حافظ حرف است و حرف دوم حافظ صفحه و حرف سوم حافظ سطر حرف چهارم حافظ خانه .
هامش
( 1 ) . در « غ » جاى اين عبارت خالى مانده است .
( 2 ) . شايد : خط ( به ادامهء بحث نگاه كنيد ) .