اسناد شريف بفرمود ، محمد بن اسلم طوسى و احمد بن حرب نيشابورى آن حديث بنوشتند و سى هزار كس از محدثان كه حاضر بودند و محبره كتابت حديث همراه آورده بودند تمامى آن حديث بنوشتند « 1 » و محققان گفتهاند كه اين اسناديست كه اگر بر ديوانه و مريض خوانند شفا يابد « 2 » و گفته كه يكى از پادشاهان خراسان كه او را نوح بن منصور سامانى گفتندى وصيت كرد كه اين اسناد را با اين حديث بنويسند و با او در قبر نهند ؛ « 3 » و اين فقير حقير تجربه كردهام كه هر مريض كه او را عيادت كرده و اجل او نرسيده بود من به صدق ، اين اسناد برو خواندهام ، حق ، او را در روز ، شفا كرامت فرموده و اثر صحت فى الحال درو ظاهر شده و اين از مجرّبات فقير است .
الرّاقى على درجات العلم و العرفان
« 4 »
آن حضرت بر رونده است بر بالاترين درجهاى علم و عرفان .
و اين اشارتست به كمال درجات علم و معرفت آن حضرت ؛ چنانچه روايت كردهاند كه جميع طوايف از ارباب علم و معرفت از آن حضرت استفاده مىكردهاند
هامش
حسنى حنبلى مكى بوده ) نقل و آن را ترجمه كرده و افزوده است : چون حضرت امام رضا صلوات اللّه عليه اين حديث فرمود ده هزار كس آن حديث را به اسناد نوشتند و اين اول احاديث است كه در صحيفهء امام رضا كه جمع احاديث مرويه خود فرموده ثبت شده است ؛ مهمان نامهء بخارا صص 343 - 345 . ابن روزبهان در همانجا ( ص 342 ) مىنويسد : بر خاطر مستمند اين فقير خطور كرد كه از احاديث قدسيه حديثى به اسناد مسلسل از روايت حضرت امام رضا صلوات اللّه عليه كه آن حضرت از پدران خود روايت كرده باشد بخوانم و آن را ترجمه كنم . . . و چون آن حديث به غايت حديثى عظيم الشأنست و اسنادى به غايت صحيح عالى دارد تا به غايتى كه علما روايت كردهاند كه يكى از محدثان آن حديث را در مجلس يكى از سلاطين آن شاهان كه پادشاهان بخارا بودهاند قرائت كرد ؛ آن پادشاه از آن محدث التماس نمود كه حديث را به آن اسناد از جهت او بنويسد و وصيت كرد كه بعد از وفات آن ورقه را كه آن حديث برو نوشته در كفن او درج كنند و با او در قبر نهند . و از جمله خواص اين حديث يكى آنست كه اگر به صدق آن را با اسناد بر بالين خسته خوانند كه مشرف بر هلاك باشد ، اگر در أجل او تأخير باشد فى الحال اثر صحت بر او ظاهر گردد ؛ و اين فقير بر بسيارى از خستگان خواندهام و اثر آن تجربه كرده .
( 1 ) . كشف ، ج 2 ص 308 .
( 2 ) . كشف ، ج 2 ص 308 احمد بن حنبل دربارهء اين سند مىگفت : هذا سعوط المجانين اذا سعط به المجنون افاق ؛ كشف الغمه ، ج 2 ص 291 ؛ و نك : كشف ج 2 ص 307 ؛ تذكرة الخواص ص 352 .
( 3 ) . اربلى اين خبر را از استاد ابو القاسم قشيرى نقل كرده است : كشف الغمه ، ج 2 ص 308 .
( 4 ) . در « غ » جاى اين عبارت خالى مانده و نوشته نشده است .