يقين كه از شر « آفات » « 1 » انس و جن ، در پناه حق تعالى خواهد بود .
الّذي بين الحقّ و الباطل فارق
آن حضرت ، آن كسى است كه ميان حق و راستى و باطل و دروغ فرقكننده است .
و اين اشارتست بدان كه در اصول و فروع دين آن حضرت فرق ميان حق و باطل فرموده و قواعد ملت و مذهب را بر حق [ و ] راستى نهاده و باطل را از صحايف دين پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم محو فرموده چنانچه از آثار معارف آن حضرت ظاهرست .
حجّة اللّه القائمة على كلّ زنديق و منافق
و آن حضرت حجّت و برهان حق تعالى است « كه قائم شده بر هر ملحدى كه نفى صانع كند و بر هر منافق .
و اين اشارتست بدان حجّت » « 2 » و برهان در اثبات صانع و توحيد كه آن حضرت اقامت فرموده ؛ چنانچه روايت كرده كه در زمان آن حضرت ، زنديقان و ملحدان كه نفى وجود صانع عالم مىكنند بسيار پيدا شده بودند و در نفى صانع مبالغات مىكردند و نزد آن حضرت مىرفتند و حجّتجويى مىكردند و آن حضرت حجّتهاى غريب در غايت احكام و برهانهاى بديع در نهايت اتفاق « 3 » بر اثبات صانع قديم مىكرده و ايشان را الزام مىفرموده و به دين اسلام در مىآورده ؛ و ما بعضى از آن را ياد كنيم :
روايت كردهاند كه يكى از زنديقان در مجلس آن حضرت به او فرمود : تو چه پيشه و حرفت دارى ؟ گفت من تاجرم . گفت هرگز به دريا نشسته [ اى ] « در كشتى » « 4 » ؟ گفت :
بلى ؛ گفت : هرگز طوفان ديده ؟ گفت : بلى ، در بعضى اوقات بادهاى سخت آمد و كشتى بشكست و ملاحان تمامى غرق شدند من لوحى از كشتى در دست گرفتم ، آن لوح هم از دست من برفت و در ميان تلاطم امواج افتادم ، ناگاه به ساحل رسيدم و نجات يافتم . حضرت امام فرمود كه ، چون به دريا مىنشستى اعتماد تو بر كشتى
هامش
( 1 ) . از « غ » .
( 2 ) . از « غ » افتاده .
( 3 ) . چنين است در هر دو نسخه . شايد : اتقان .
( 4 ) . از « م » .