مىفرمايد آنجا كه فرموده
« أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخالِقُونَ »
« 1 » و امثال اين بسيار است و اگر تفصيل كنيم اين مختصر برنتابد .
المعتصم بحول اللّه و قوّته فى قتل كلّ خارجى مارق
آن حضرت اعتصام جسته به حول خدا و قوت او در كشتن هر خارجى كه از دين بيرون جسته .
و اين اشارتست بدانچه روايت كردهاند كه نوبتى يكى از خوارج نزد مهدى عباسى ، « 2 » غيبت آن حضرت كرد و با مهدى گفت كه جعفر بن محمد داعيه خروج دارد ؛ كتابات به اهل كوفه نوشته و با او بيعت كردهاند . مهدى گفت : تو در مقابل او اين سخن را درست مىكنى ؟ گفت : بلى درست مىكنم ، و سوگند بر آن مىخورم . مهدى عباسى حضرت امام جعفر عليه السّلام را حاضر گردانيد و آن خارجى را در مقابل آورد و خارجى در حضور حضرت امام آن تهمت را تكرار كرد و در آن مبالغه و اصرار نمود . حضرت امام فرمود : سوگند مىخورى كه اين سخن راست است ؟ خارجى گفت : بلى ! حضرت امام فرمود : بدان نوع كه من سوگند مىدهم ترا ، سوگند ياد كن .
پس فرمود : بگو از حول و قوت حضرت حق سبحانه و تعالى بيرون آمدم و به حول و قوت خود رفتم اگر اين سخن كه مىگويم دروغست ؛ آن خارجى به همين عبارت سوگند ياد كرد . فى الحال بيفتاد و به دوزخ رسيد و جان را به مالكان دوزخ سپرد و مهدى بفرمود تا پاى مردار آن خارجى بكشيدند و بيرون بردند ؛ و عذر خواهى حضرت امام كرد و او را روانه گردانيد و چنين اثرى غريب و كرامتى عجيب از آن حضرت ظاهر شد .
المطّلع على أسرار الغيوب بتعليم اللّه الخالق
آن حضرت مطلع و آگاهست بر پوشيدهاى غيبى به تعليم خداوند آفريننده .
هامش
( 1 ) . طور ( 52 ) 35 .
( 2 ) . در كشف الغمه ، ج 2 ص 168 همين روايت آمده اما به جاى مهدى ، از منصور ياد شده و البته روايت كشف الغمه درست است .