كردند . جماعتى از انصار به مبارزت ايشان بيرون رفتند . ايشان گفتند : شما چه كسانيد ؟ گفتند ما انصاريم . گفتند : شما كفو ما نيستيد ! بعد از آن ، بانگ كردند كه اى محمّد ! هم چشمان « 1 » ما را از قوم خود بيرون فرست . آن حضرت فرمود : اى عبيده ! حمزه ! اى على ! بيرون رويد . ايشان بيرون آمدند و عبيده با عتبه برابر شد و حمزه با شيبه برابر شد و حضرت امير المؤمنين امام المتقين « على ابن ابى طالب عليه السّلام » « 2 » با وليد ؛ و فى الحال آن حضرت ، وليد را بكشت و اول كسى كه خون كافرى به مبارزت ريخته است . و حمزه شيبه را بكشت و ميان عبيده و عتبه زخم مختلف شد و آن حضرت با حمزه به مدد عبيده رفتند و عتبه را بكشتند ؛ و ارباب تواريخ ذكر كردهاند كه در آن روز هفتاد كس از كافران « 3 » قريش كشته شدند ثلثى از ايشان آن است كه آن حضرت به مبارزت ايشان را كشته و با آنچه به شركت كشته نصفى مىشود و به قوّت نصرت الهى و شمشير آن حضرت فتح شد .
الفالق بفتح « 4 »
[ فرق ] كبش الكتيبة يوم احد بسيفه الرّصين
آن حضرت شكافنده است مر فوق غوچ لشكر را در روز احد به شمشير محكم خود .
و اين اشارت است به جنگ آن حضرت در روز احد . روايت كردهاند كه در غزاى احد چون لشكر كافران متوجه مدينه شدند ، روز جمعه كه ديگر روز لشكر به احد رسيدند ، آن حضرت خطبه فرمود و در اثناى خطبه مردم را ترغيب كرد بر جهاد و فرمود : در واقعه ديدم كه غوچى را از لشكر كافران فرق بشكافتندى و در شمشير من شكستى پيدا شدى و زرهى پوشيده بودم و محكم بود . اصحاب گفتند يا رسول اللّه ! چه تعبير فرمودى ؟ فرمود كه ، غوچ لشكر پهلوانى و بزرگى از دشمن باشد كه كشته شود و قصد شكست شمشير ، كشته شدن يكى از اهل بيت و زره محكم مدينه باشد كه ايشان بر آن دست نيابند . روز ديگر كه لشكرها برابر يكديگر رسيدند
هامش
( 1 ) . در متن خبر آمده است : اخرج الينا اكفاءنا من قومنا . نك : السيرة النبويه ، ابن هشام ج 1 ص 625 .
( 2 ) . در « غ » نيامده .
( 3 ) . در « غ » : اكابر .
( 4 ) . در « غ » : الفرق .