تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وسيلة الخادم إلى المخدوم در شرح صلوات چهارده معصوم ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
آن حضرت ايستاده به محكم گردانيدن قوت بازوى نبىّ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در قائم گردانيدن نشانهاى دين . و اين اشارت است بدان كه آن حضرت در شدايدى كه حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در رسانيدن نبوّت كشيده ، شريك بوده و در تبليغ دعوت ، اعانت و امداد آن حضرت فرمود چنانچه در تمامى قوم بنى عبد المطّلب ، در آن وقت ، جز آن حضرت كسى به اسلام در نيامده بود و آن حضرت با وجود صغر سنّ در امداد و اعانت آنچه حد امكان كوشش بوده به تقديم رسانيده .

المتشرّف بمنصب الوصاية يوم أنزل اللّه تعالى « وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ »

« 1 » آن حضرت مشرّف است به منصب وصايت در روزى كه خداى تعالى اين آيه فرستاد كه « بترسان اى محمّد از عذاب خداى تعالى قبيلهء نزديكان خود را » . چنانچه ارباب تفسير ياد كرده‌اند كه چون اين آيه نازل بشد ، حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم با امير المؤمنين على عليه السّلام فرمود كه طعامى راست كن و تمامى بنى عبد المطلب را دعوت كن تا من بديشان سخن بگويم . حضرت امير فرمود : من همه را جمع كردم و تمام خانه از ايشان پر شد و در ميان ايشان هيچ كس از من كوچكتر و ضعيف نبود ؛ چون طعام بخوردند و شير بياشاميدند ، آن حضرت فرمود : اى بنى عبد المطلب ! من هيچ‌كس را از عرب گمان نمىبرم كه آن فخر و شرف جهت قوم خود آورده باشد كه من جهت شما آوردم . از شما كدام يكى در اين امر با من موافق مىشويد و مرا مدد مىكنيد كه آن كسى كه با من موافق شود بعد از من وصىّ و « 2 » قائم مقام من باشد ؟ ايشان همه ساكت شدند . حضرت امير فرمود : من پيش آستانه نشسته بودم . برخاستم و گفتم : يا رسول اللّه ! من موافق مىشوم و تو را مدد مىكنم ! ايشان همه بخنديدند و ابو لهب « عليه اللعنه » « 3 » به طريق استهزاء گفت : مگر اين با تو موافق شود و برخاستند و بيرون رفتند . ديگر روز آن حضرت فرمودى ، روزى « 4 »
هامش
( 1 ) . شعراء ( 26 ) 214 . ( 2 ) . در « غ » بدون واو . ( 3 ) . در « غ » نيامده . ( 4 ) . آن روز .