تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وسيلة الخادم إلى المخدوم در شرح صلوات چهارده معصوم ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
سخنى مىخواستم كه با اين جماعت بگويم ، ابو لهب مجلس را بر من بشورانيد . امروز ديگر دعوت راست كن و ايشان را طلب كن . « 1 » « حضرت امير فرمود : دعوت ديگر راست كردم » « 2 » و ايشان را حاضر گردانيدم . چون از طعام و شربت فارغ شدند حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم همچنان فرمود : اى بنى عبد المطلب ! كدام يك از شما با من موافق مىشويد كه آن كس كه با من موافق شود بعد از من وصى و قائم مقام من باشد ، همه كس ساكت شدند ؛ من برخاستم و گفتم : يا رسول اللّه ! من موافق مىشوم تو را مدد مىكنم : ديگر ايشان بخنديدند و بيرون رفتن رفتند . و اين فقره اشارت است بدان كه منصب وصايت ، آن روز بدان حضرت رسيده .

الراقد فى فراش الرّسول الامين حتّى باهى اللّه به الملائكة المقرّبين

آن حضرت خوابيده در فراش پيغمبر امين تا آنكه مباهات فرمود حضرت حق تعالى بدان حضرت ملائكه مقرّبين خود را كه جبرئيل و ميكائيل بودند . و اين اشارت است بدان كه در حديث وارد شده كه چون حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مدّت سيزده سال در ميان قريش دعوت فرمود و بعضى به اسلام در آمدند و باقيان در عناد « 3 » و كفر اصرار كردند ، آن حضرت از حق تعالى مأمور به هجرت شد و قريش از آن آگاه شدند و در دار الندوه « 4 » كه محل مشورت ايشان بود ، جمع شدند كه در امر آن حضرت تدبيرى كنند ؛ بعد از مشاورت ، رأى ايشان بر آن قرار گرفت كه از هر قبيله مردى جلد را شمشيرى بدهند و ايشان به يك نوبت آن حضرت را بزنند و هلاك كنند و خون آن حضرت در قبايل عرب متفرق شود و بنى عبد المطّلب از قصاص عاجز شوند و به ديت راضى گردند . جبرئيل حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را از مكر قريش آگاه گردانيد و قريش شب هنگام بر در خانهء آن حضرت جمع شدند و حراست مىكردند كه وقت سحر در روند و آن حضرت را به قتل آورند . آن حضرت با حضرت امير المؤمنين على عليه السّلام فرمود كه ، تو در جامهء خواب من تكيه كن ،
هامش
( 1 ) . در « غ » : راست كردم و ايشان را طلب كنم . ( 2 ) . در « غ » نيامده . ( 3 ) . در اصل : عنا . ( 4 ) . در اصل : دار النداره !